حضرت علي (ع)
گل ياس و دل حيدر
ولايت علي بن ابيطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي
سرود انتظار تو ترانه دلم شده
و هم اميد ديدنت بهانه دلم شده
غروب جمعه آمد و دوباره اين دلم گرفت
نيامدي و باز هم دلم هواي غم گرفت
يا اهل العالم! قتل الحسين به کربلا غريبا عطشانا
چه انتظار عجيبي !!!!
تو بين منتظرانت هم عزيز من چه غريبي!!
عجيب تر که چه آسان نبودنت شده عادت!!
چه بيخيال نشستيم نه کوششي نه وفايي
فقط نشسته و گفتيم
خدا کند که بيايي
چه مگر مي خواهم از تو آسمان!
تو نور نور علي نوري اي تمامت نور
کدام ذره ندارد سر ارادت تو
پناهگري به تنهايي علي بودي
قسم به خطبه ي مولا رشادت تو
پر از جمال و جلال جمادي و رجبم
شب ولادت مولاست يا ولادت تو ؟