ديدين دست آدم كه نمك نداره دل آدم چه حالي داره؟
يه روز يكي يه جايي يه كاري كرد
يه روز ديگه يكي ديگه همه زحمات اون يكيه قبلي رو زد داغون كنه
يه روز ديگه خيليهاي ديگه همه زحمات اون يكيه قبلي رو زدن داغون كردن
خدا نرسوني روزي كه اون يكي بشه مثل بقيه يكي ها
نمي شه گفت نامردي ولي اسمش مردونگي هم نيست دوستي رو هر چقدر هم خوب تعريف كني بعدم هي دوباره و دوباره اصلاحش كني، بازم يه جايي هست كه نمي دوني تو بايد از دوستيت بي خودي خرج كني يا دوستت از دوستيش بي خودي خرج كنه
راست گفته :
من از بيگانگان هرگز ننالم
كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد
صبوري هم ظرفي داره نمي شه راحت خاليش كرد واي به حالت كه داري پر شدنش رو به چشمت مي بيني
براي كسي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون هم برسه يادش باشه ريشش كجاست
چرا هميشه همه هستن اونوقتي كه بايد باشن نيستن؟!!؟
ضربه زدي ، صبر كردم
گرفتي، نگاه كردم
شكستي، سكوت كردم
حواست باشد روزگار
شايد اين بار صبر نكنم
مادر پهلو شكسته
در حقم مادري مي كني
به حق مادريت برايم صبوري صبرم دعا كن