بوي رجب از ماهها قبل چه دلنواز مي شود.
انتظار رسيدن به ليله الرغايب ،
و حس اينکه ممکن است ...
ممکن است هر چه بخواهي با چوب جادوي خداي تو ناگهان ظاهر شود و تو .....
....تو خوشحال و حيران بماني
تصور لحظه استجابت ... حتي اگر در حد همان تصور بماند هم زيباست.
حس رسيدن به ۱۳ رجب و...... آغاز اعتکاف
.....................بوي اعتکاف ................
.....................حس اعتکاف.................
و شمارش لحظه هاي رسيدن به اين سه روز ،
که نهايت خستگي را داري و نهايت لذت را ،
مثل هر سال از ماه قبل در تقلاي برگزاري مراسم اعتکاف مي شويم ،
جنگيدن با ادمهايي که فکر مي کنند اين همه تلاش براي گرفتن مزد ماديست و ...
غافل از اجري که کمترين آن لذت ديدن روزه دارانيست که به واسطه تلاش تو مشغول عبادتند......
و حس زيباي خادم بودن ......
بي هيچ نهاد و حامي که اکثر محافل برگزار کننده اعتکاف دارند،
با حمايت بي دريغ خداي مهربان و حس لايق بودن ،
و لحظات قشنگ و بي مثال اعتکاف .......
لحظات ماندن در خانه خداي ازلي ....
و شنيدن صوت زيباي قاريان کلام خداوندي ، که لحظاتي همه را با هم يکصدا و همزبان مي کنند ،
و نگاه محبت آميز و تشکروار معتکفين که لحظه اخر حس مي کنن روزهاي زيبايي داشته اند ،
و البته کمي هم بي انصافي و خودخواهي کساني که همه چيز را مطابق ميل خود ميخواهند و ......
و با تمام خستگي ها و گاهي نامرادي ها و توقعات بيش از اندازه و کم لطفي ها و دل شکستگي ها ....
چشم بر مي داشتيم از ناملايمتي ها و به اميد لطف و بخشش خداوند چشم مي دوختيم به زيبايي ها ....
و آنوقت شرمگين مي شديم از آنکه نشد تمام مهمانان خدا راضي باشند و خرسند،
و شاد مي شديم از ديدن چهره راضي اکثرا معتکفين که خواهان همراهي ما در سال اينده هستند ....
- درست مثل همه کساني که سالهاي گذشته خواهان اين همراهي بوده اند-
هر سال با تجربه سالهاي قبل،
اميدمان برگزاري مراسم اعتکافي با شکوه به همراه رضايت تمامي معتکفين است.
تا چه خواهي
تا چه مقدر فرمايي