از آن ماه هايي که خاطراتت هر ساله تکرار مي شود.
تا چشم کار مي کند رحمت خدا داري و تا دل جا دارد مهرباني هديه مي کني.
از راه که مي رسي، شوق عبادت سبز مي شود
با دعاي سحرت به اوج نياز مي بريش و با ربناي افطارت به اوج لذت .
هر ساله، وقت ربناي افطار اولين دعا، التماس فرج مولا بود اما افطار امسال .......
چشم دوخته ام به آن جمعيت که دور تا دور خانه خدا بر صف نماز نشسته اند.
دلم پر ميکشد براي آن لحظه که چشمم بر خانه ات افتاد.
غرق مي شوم در درياي بيکران مسلميني که به طواف خانه ات قدم بر مي دارند.
نگاهم لبريز خواستن مي شود و دلم لبريز حسرت .
بي اختيار بر زبانم جاري مي شود
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عامٍ

بغض بر گلويم مي نشيند و به فرياد مي شکفد و صدايم به التماس مي افتد
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى زِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

با سنگيني نگاه عليرضا به خود مي آيم. با چشمي اشک آلود نگاهم مي کند.
سلام من به بقيع و چهار قبر عزيزش
...............................

ياد غربت فاطمه (س) ياد شب شهادت خانم که کنار ديوار بقيع ذکر گرفته بوديم
ماه رمضان رسيد و من هنوز باور ندارم حضورم را
خواهش و التماس با بغض گره ميخورد و صدا در گلويم گم مي شود
يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا غَفُورُ يا رَحيمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ و ديگر توان گفتن ..........
من مانده ام و هزاران دعا که زبانم نمي چرخد. دل ياري رسان مي شود و دستهايم به درگاهت چنگ مي زند
اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ
اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ
اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ
اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ
........... مسلمين ..................
اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ
با اينهمه تشنگي خدا جان، با اينهمه خاطره، با اينهمه نياز،
چگونه به کرمت چشم ندوزم که باز ميزبانم باشي در حريم کعبه ات